از اون برفا باریده و میباره که عینشو فقط تو بچگی یادمه تا کمر! دلم میخواست با الیس برم برف بازی، تعطیله یه حالی بکنه اما کمرم به شدت درد میکنه. کلی ظرف از تو یخچال دروردم و غذاهای اضافه رو ریختم تونایلوت ببرم برای گربه ها تو این هوا طفلیا غذا گیرشون نمیاد کلی هم ظرف شستم.
این چند روزه چند تا فیلم خرب دیدم. قسم،درخونگاه و نبات.معدود دفعاتی بود که از بازی امین حیایی خوشم اومد..
قسم هم به نظرم لحظات نفسگیر خوبی داشت.
دیروز هرکاری کردم نتونستم یه ماشین به نام خودم ثبت نام کنم از اولشم معلوم بود،ثبت نامهای ایران خودرو واسه سرگرمی امثال منه . فقط خداروشکر میکنم ننشستم خونه پای سایت و رفتم سرکار و به حساب کتابام رسیدم و کلی کار راه انداختم،صاحب ملک هم اومد و اجاره نامه سال جدیدرو اکی کردیم گفته نمیبره رو اجاره حالا البته ببینم این حاجی دندون گردیش گل نکنه. تا رسیدم خونه بقیه کارای ابگوشت رو کردم و همچنان سرم تو گوشی بود تا ساعت 2 که دیگه اتمام ظرفیت رو اعلام کردن و رفتم رسیدم به خونه اشپزخونه منفحر شده.
هنو ماشین جدیدمون رو ندیدم تو پارکینگ خونه سازمانیه. به میم گفتم بریم یه دور باهاش بزنیم به قول مادرشوهرمم 4 تا تخم بذارم زیر تایراش خخخخخخ.
دلم قیمه بادمجون خواسته ولی دوتا بادمجون بینوا بیشتز نداشتیم تو یخچال که یکیش دیگه خیلی داغون بود. جون داشته باشم میرم بیرون خرید..
کلی دلم میخواد فیلم parasite رو ببینم اسکار رو درو کرد..