X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

چرا نوشتنم نمیاد فکر کنم مال ضعف روزه ست. دیشب دو جور غذا درست کردم قرمه سبزی و لوبیا پلو . شب شوهر رفت حلیم از بیرون گرفت که وای بر پزنده ش. ترش ترش بود نخوردیم. تحویل مرغای تو حیاط شد . تا ساعت 2 اعمال شب قدر رو به جا اوردم . من خوابیدم تازه شوهر شروع کرد کلی هم سفارش کردم که دعا کنه برام . بماند که شب چقدر برا عزیز از دست رفته گریه کردم داشتم خفه میشدم. هر چی تونستم به جاش اعمال به جا اوردم. 

سحر بیدار شدم جاتون خالی لوبیا پلو و سالاد شیرازی خوردم و نماز و حالا مگه خوابم میبرد. 

شوهرم نیم ساعت بعد اومد خوابید . صبح هم رفت سراغ بقیه کارای ثبت نام دخمل.

بعدشم بردمش استخر

یه خانم اونجا بود که با دختر و نوه هاش اومده بود همون یه دخترو داشت و میگفت کاش سه تا دختر دیگه اورده بودم. میدونم یه روز پشیمون میشم که چرا بچه دیگه ای نیوردم .دلم برا دخمل میسوزه تنهاست .اما چه کنم شرایطططططط درست نمیشه . خودش فقط خودش میتونه قادره براش کاری نداره منو برسونه به اون ساحل امن. یا امیرالمومنین خودت شفیع شو.

اون هفته با حمله اون تروریست های بی پدر قلبم به درد اومد و این هفته بدون جون کندن رفتیم جام جهانی و کام ملت شیرین شد.

6 ساعت مونده به افطار. دلم سبزی خوردن میخواد خیلی وقته

میخواستم سر راه سریال عاشقانه رو بگیرم که تعطیل بود اوه چجوری بگذره تا اذون . خدا کنه حداقل ماه عسل قشنگ باشه




تاریخ : چهارشنبه 24 خرداد 1396 | 15:00 | نویسنده : رها | نظرات (3)