X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

یعنی دارم از عصبانیت منفجر میشم . یه سفارش اینترنتی برا خودم داشتم گفتم کنارش م برا دو تا بوادرزاده ها یه چی سفارش بدم من که دارم پول پست میدم . ادرس مامانم اینا رو دادم تو تلگرامم برا خواهرم نوشتم که کدوما مال بچه هاست و...

وای خدا امروز صبح زن داداش زنگ زد تشکر که وای این همه چیز چیه برا بچه ها سفارش دادی انگار یه پارچ اب یخ ریختن روم. همه بسته رو داده بودن به اونا. انقد داد زدم و عصبی شدم الان معده م داره از درد میترکه اخه ادم انقد بی توجه یعنی سواد نداشتی بخونی من چی نوشتم روی هرکدوم هم که اسم داشت وای خدا. خوب همین جور زندگی رو یلخی میگیرم که همیشه به خودمون بدهکاریم. اونا هم زودی زنگ زدن که اشتباه شده . هم مالم رفت هم ابروم هم اعصابم . زنگ زدم گفتم چون بچه ها بهشون ذوق کردن بمونه پبششون. 

خدا شاهده بخاطر پولش نیست اخه نباید یه کم دقت کنن من خبر مرگم چی نوشتم . 

دیشب خوش گذشت با شوهر و طلا شام رفتیم بیرون بعدشم رفتیم پارک. من تو ماشین نشستم اخه سرد بود. ولی الان کلا از دماغم درومد. واقعا نمیدونم دیگه چی بگم. این حجم بی توجهی. بیخیالی . اهمیت ندادن به خواسته های دیگران نمیدونم از کی به ما ارث رسیده باری به هر جهت ، فکر کنید کل بسته پستی رو همونجوری برداشتن تحویل دادن حالا خوبه باز کردن و نیگاش کردن. وای بد جور دارم میسوزم. 



تاریخ : پنج‌شنبه 31 فروردین 1396 | 12:07 | نویسنده : رها | نظرات (1)